RSS
جامه ی شرک و گناه
از سر خسته و رنجور دلم بردارم
و تو را سخت به آغوش کشم
آنچنانی که تنم بوی شقایق گیرد
و دل از آرزوی پوچ شود پوچ و تهی
و تو با آمدنت
دل تنهای مرا باز دهی سیقل و رنگ
دل تنهای زرنگ
شده از هجر تو سرسخت چو سنگ
تو بیا عاشق زیبای قشنگ