این روح وحشی ســـر به دریا می گــــذارد
گم کرده ای دارم که می دانم همین جاست
می گـــردم اما هیــــــچ آثــاری نـــــــدارد
ای غفلت پیوستـــــه ! هنــگام هبــوط است
این نوح ما را هـــم به طوفــــــان می سپــارد
ای لاله چنـــدی ســـرخ رو بودی ولی یار
می خواهـــــــد امشب در دلت داغــــی بکارد
از عشق پرسیدی ! چه آشــوب غریبی است
این مـــوج سینوســـی که میـــــرایی نـــدارد!
شعر از قیصر امین پور